ارزشیابی توصیفی آیا حذف ارزیابی دانش آموز است
پس از آنکه بحث ارزشيابي توصيفي در سيستم آموزش کشور مطرح شد دو سوال عمده در ذهن معلمان و کساني که به انحا مختلف با اين حوزه مرتبط بودند ايجاد شد. اينکه ارزشيابي توصيفي چيست و اصولا در اين سيستم "توصيف" به چه معنايي مطرح مي شود. چيستي اين مقوله نه تنها ذهن معلمان و مرتبطان اين حوزه را به خود مشغول ساخته، بلکه بسياري از اوليا و والدين دانش آموزان نيز همچنان که نسبت به تغيير سيستم ارزشيابي تحصيلي فرزندان خود مواجه هستند با يک سوال چالشي نيز مواجه اند. آن اينکه آيا اين سيستم جديد کارايي سيستم قبلي را دارد و اين تغيير سيستم نتيجه مطلوب يا نامطلوب خواهد داشت.
سال هاي سال است که سيستم ارزشيابي تحصيلات دانش آموزان با يک ساز و کار سنتي دنبال مي شد، حال اينکه امروزه اين سيستم که بيش از سه دهه در کشور جريان داشته است متحول شده است.
به عنوان کسي که چه در سيستم ارزشيابي قبلي و چه در سيستم ارزشيابي جديد در خدمت آموزش و پرورش حضور داشته ام، بايد بگويم: در اين تعريف، توصيف در واقع به معناي آنچه که هست و ارزيابي يا تعريف به معناي شاخ و برگ دادن است. همچنان که در معناي عام توصيف مشاهده مي کنيم، توصيف عبارت است از بيان رويدادي که درک و حس مي شود بدون آنکه چيزي به ان افزوده شود.
اما در سيستم جديد هدف از توصيف درک و فهم موضوع مورد مطالعه است. در توصيف ارزيابي حذف مي شود. وقتي معلم از روش هاي توصيفي استفاده مي کند در حقيقت با ارزش ترين چيزي که به دانش آموزان خود هديه مي دهد يک شناخت مثبت و واقع بينانه از خود دانش آموز به اوست. اين شناخت، نه يک باره بلکه به آرامي و طي تجربه هاي مکرر به دست مي آيد، تاثير کلمات جملات توصيفي معلمان و والدين، بسيار نافذ و ارزشمند است و مي بايست آنها به جاي استفاده از کلمات که ارزيابي کننده هستند دست به توصيف بزنند.
زبان ارزيابي، زبان قضاوت است (زبان تعريف) کلماتي چون قشنگ، خوب، عالي، تنبل، دست و پا چلفتي و... اين کلمات و کلمات شبيه به اينها، کلماتي آشنا براي نسل هاي گذشته هستند، که در سيستم آموزش در برخي نقاط رواج داشت. اين نوع کلمات راه را براي رشد و پيشرفت دانش آموز سد مي کند، چرا که توانمندي هاي دانش آموزان را با اين صفات مورد ارزيابي قرار داده ايم. اما کلمات توصيفي که بيانگر درک ما از عملکرد دانش آموز بدون دخالت و قضاوت شخصي است کودک را به حل مسائل جديد دعوت مي کند.
مثلا دختر بچه اي نقاشي را به شما نشان مي دهد و از شما مي پرسد آيا اين نقاشي قشنگ است; به آن نگاه مي کنيد و پاسخ مي دهيد "من اينجا يک خانه بنفش، يک خورشيد قرمز، يک آسمان آبي، با يک دنيا گل مي بينيم و... دختر بچه لبخندي خواهد زد. حالا به همين دختر بچه پاسخ بدهيم: خيلي زيباست، تو هنرمند بزرگي هستي. با اين روش شما به کودک (درست يا نادرست) القا» مي کنيد که کار او در نهايت قرار دارد. بنابراين انتظار تلاش مجدد او انتظار عبثي خواهد بود. چگونه مي توان از "عالي" و "بسيار زيبا" فراتر رفت; در اين مثال در صورت اول در واقع توصيف عملکرد کودک انجام شد، اما در صورت دوم عملکرد کودک مورد ارزيابي و قضاوت قرار گرفته است. کلماتي که ارزيابي کننده هستند، پيشرفت کودک را با مشکل مواجه مي کنند. اما کلماتي که توصيف کننده هستند، کودک را آزاد مي گذارند و راه پيشرفت کودک تا حد بضاعت و توانايي او باز گذاشته مي شود.
استفاده از زبان توصيف که در اصل پايه و اساس استفاده از ارزيابي هاي توصيفي است شرح مفصلي دارد که به طور يقين در اين نوشتار کوتاه نمي توان آن را به تفصيل بيان کرد. اما والدين و معلمين بايد در ابتدا تفاوت بين توصيف و تعريف را فرا گيرند تا در عمل بتوانند، يک جهت گيري درست، جهت ارزش يابي توصيفي به کار برند.
در توصيف ما به آنچه که هست توجه مي کنيم و احساس فرد را در نظر مي گيريم و سپس با درک احساس فرد احساس خود را بيان مي نمائيم. درک احساس دانش آموزان ما را نسبت به آنها نزديکتر مي سازد و حس همدلي پديد مي آورد. معلمين با توصيف به دانش آموزان کمک مي کنند تا خودشان ابتکار عمل را به دست گيرند و راه هاي مختلف را براي رسيدن به هدف بررسي کنند. با اين کار بينش آنها گسترش يافته و فعاليت کودکان براي رسيدن به يادگيري به شکل معناداري افزايش مي يابد. در ارزيابي، بنابر محبت اوليا به کودکان يا هر احساس ديگري، توانمندي هاي کودک بيشتر از آنچه که وجود دارد بيان مي شود و اين امر موجب اضطراب در کودک مي شود به طور مثال وقتي پدري به فرزندش مي گويد تو راستگوترين پسر دنيا هستي، در اصل کودک مي داند تا به حال چند بار دروغ گفته و شايد دچار اضطراب شود. چرا که تعريف و تمجيد بر عکس آنچه شايد تصور شود، در واقع کودک را بيش از حد محصور مي کند. کودک در اين حالت دچار تشويش ذهني مي شود، چرا که مي خواهد ثابت کند آنچه که به او گفته ايم صحت ندارد. البته اگر به کودکي بگوييم او کودک خوبي است، نمي توان ادعا کرد که اين ابراز احساسات ما تاثير منفي روي او خواهد گذاشت. مسئله اينجاست که اين کافي نيست و محدودکننده است. تحسين توصيفي جوانب بسياري را به ديدگاه دانش آموزان اضافه مي کند. مسائلي را پيش روي دانش آموز قرار مي دهد که او پيش از اين به خودي خود حتي به آنها فکر نمي کرده است!
با توجه به شرح مختصري که - به لحاظ حجم - در بضاعت اين نوشتار بود. اميد است اين روش جديد در کشور که فرصتي مغتنم است، به بهترين شکل ممکن، با مطالعه فعالين اين حوزه در اين خصوص و اهتمام آنان در به کارگيري علمي و بروز شيوه هاي آموزشي موجب رشد و بالندگي بيش از پيش فرزندان اين آب و خاک گردد.
سال هاي سال است که سيستم ارزشيابي تحصيلات دانش آموزان با يک ساز و کار سنتي دنبال مي شد، حال اينکه امروزه اين سيستم که بيش از سه دهه در کشور جريان داشته است متحول شده است.
به عنوان کسي که چه در سيستم ارزشيابي قبلي و چه در سيستم ارزشيابي جديد در خدمت آموزش و پرورش حضور داشته ام، بايد بگويم: در اين تعريف، توصيف در واقع به معناي آنچه که هست و ارزيابي يا تعريف به معناي شاخ و برگ دادن است. همچنان که در معناي عام توصيف مشاهده مي کنيم، توصيف عبارت است از بيان رويدادي که درک و حس مي شود بدون آنکه چيزي به ان افزوده شود.
اما در سيستم جديد هدف از توصيف درک و فهم موضوع مورد مطالعه است. در توصيف ارزيابي حذف مي شود. وقتي معلم از روش هاي توصيفي استفاده مي کند در حقيقت با ارزش ترين چيزي که به دانش آموزان خود هديه مي دهد يک شناخت مثبت و واقع بينانه از خود دانش آموز به اوست. اين شناخت، نه يک باره بلکه به آرامي و طي تجربه هاي مکرر به دست مي آيد، تاثير کلمات جملات توصيفي معلمان و والدين، بسيار نافذ و ارزشمند است و مي بايست آنها به جاي استفاده از کلمات که ارزيابي کننده هستند دست به توصيف بزنند.
زبان ارزيابي، زبان قضاوت است (زبان تعريف) کلماتي چون قشنگ، خوب، عالي، تنبل، دست و پا چلفتي و... اين کلمات و کلمات شبيه به اينها، کلماتي آشنا براي نسل هاي گذشته هستند، که در سيستم آموزش در برخي نقاط رواج داشت. اين نوع کلمات راه را براي رشد و پيشرفت دانش آموز سد مي کند، چرا که توانمندي هاي دانش آموزان را با اين صفات مورد ارزيابي قرار داده ايم. اما کلمات توصيفي که بيانگر درک ما از عملکرد دانش آموز بدون دخالت و قضاوت شخصي است کودک را به حل مسائل جديد دعوت مي کند.
مثلا دختر بچه اي نقاشي را به شما نشان مي دهد و از شما مي پرسد آيا اين نقاشي قشنگ است; به آن نگاه مي کنيد و پاسخ مي دهيد "من اينجا يک خانه بنفش، يک خورشيد قرمز، يک آسمان آبي، با يک دنيا گل مي بينيم و... دختر بچه لبخندي خواهد زد. حالا به همين دختر بچه پاسخ بدهيم: خيلي زيباست، تو هنرمند بزرگي هستي. با اين روش شما به کودک (درست يا نادرست) القا» مي کنيد که کار او در نهايت قرار دارد. بنابراين انتظار تلاش مجدد او انتظار عبثي خواهد بود. چگونه مي توان از "عالي" و "بسيار زيبا" فراتر رفت; در اين مثال در صورت اول در واقع توصيف عملکرد کودک انجام شد، اما در صورت دوم عملکرد کودک مورد ارزيابي و قضاوت قرار گرفته است. کلماتي که ارزيابي کننده هستند، پيشرفت کودک را با مشکل مواجه مي کنند. اما کلماتي که توصيف کننده هستند، کودک را آزاد مي گذارند و راه پيشرفت کودک تا حد بضاعت و توانايي او باز گذاشته مي شود.
استفاده از زبان توصيف که در اصل پايه و اساس استفاده از ارزيابي هاي توصيفي است شرح مفصلي دارد که به طور يقين در اين نوشتار کوتاه نمي توان آن را به تفصيل بيان کرد. اما والدين و معلمين بايد در ابتدا تفاوت بين توصيف و تعريف را فرا گيرند تا در عمل بتوانند، يک جهت گيري درست، جهت ارزش يابي توصيفي به کار برند.
در توصيف ما به آنچه که هست توجه مي کنيم و احساس فرد را در نظر مي گيريم و سپس با درک احساس فرد احساس خود را بيان مي نمائيم. درک احساس دانش آموزان ما را نسبت به آنها نزديکتر مي سازد و حس همدلي پديد مي آورد. معلمين با توصيف به دانش آموزان کمک مي کنند تا خودشان ابتکار عمل را به دست گيرند و راه هاي مختلف را براي رسيدن به هدف بررسي کنند. با اين کار بينش آنها گسترش يافته و فعاليت کودکان براي رسيدن به يادگيري به شکل معناداري افزايش مي يابد. در ارزيابي، بنابر محبت اوليا به کودکان يا هر احساس ديگري، توانمندي هاي کودک بيشتر از آنچه که وجود دارد بيان مي شود و اين امر موجب اضطراب در کودک مي شود به طور مثال وقتي پدري به فرزندش مي گويد تو راستگوترين پسر دنيا هستي، در اصل کودک مي داند تا به حال چند بار دروغ گفته و شايد دچار اضطراب شود. چرا که تعريف و تمجيد بر عکس آنچه شايد تصور شود، در واقع کودک را بيش از حد محصور مي کند. کودک در اين حالت دچار تشويش ذهني مي شود، چرا که مي خواهد ثابت کند آنچه که به او گفته ايم صحت ندارد. البته اگر به کودکي بگوييم او کودک خوبي است، نمي توان ادعا کرد که اين ابراز احساسات ما تاثير منفي روي او خواهد گذاشت. مسئله اينجاست که اين کافي نيست و محدودکننده است. تحسين توصيفي جوانب بسياري را به ديدگاه دانش آموزان اضافه مي کند. مسائلي را پيش روي دانش آموز قرار مي دهد که او پيش از اين به خودي خود حتي به آنها فکر نمي کرده است!
با توجه به شرح مختصري که - به لحاظ حجم - در بضاعت اين نوشتار بود. اميد است اين روش جديد در کشور که فرصتي مغتنم است، به بهترين شکل ممکن، با مطالعه فعالين اين حوزه در اين خصوص و اهتمام آنان در به کارگيري علمي و بروز شيوه هاي آموزشي موجب رشد و بالندگي بيش از پيش فرزندان اين آب و خاک گردد.
منبع : روزنامه مردم سالاری
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ ساعت 15:43 توسط ایوب کرمی
|
با توجه به اینکه ارزشیابی توصیفی یکی از تغییرات جدید نظام آموزشی کشور می باشدیافتن اطلاعات در این باره وظیفه همه معلمین است تا بتوانند آن را به نحو احسن اجرا نمایند من نیزخواستم خود را در یافتن این اطلاعات و ارائه به همکاران محترم سهیم بدانم امیدوارم بتوانم اطلاعات مفیدی را جمع آوری وارائه نمایم البته مدت 3سالی است که در مرکز درمان ناتوانی های یادگیری ستایش دهگلان فعالیت می کنم در این رابطه هم مطالب خوبی خواهم گذاشت منتظر دریافت نظرات سودمندتان جهت پر بار نمودن مطالب هستم . . .